ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

13

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) پس‌تر برود تا آنكه همگان در خط راست قرار گرفتند . پس در اين هنگام باد شديدى وزيدن گرفت كه به آن شدّت نديده بودند و چون به پايان آمد دو بار ديگر هم چنان بادى وزيد . نخستين جبرئيل بود كه با هزار فرشته در خدمت پيامبر ( ص ) در آمد و دومى ميكائيل بود كه با هزار فرشته در پهلوى راست رسول خدا قرار گرفت و سومى اسرافيل بود كه با هزار فرشته در پهلوى چپ رسول خدا ايستاد . در آن روز فرشتگان عمامه‌هايى از نور داشتند ، به رنگ سبز و زرد و سرخ ، و شكر آويز عمامه‌ها را ميان دوش خود آويخته بودند و در پيشانى ستوران ايشان طرّه‌هاى پشم و مو آويخته بود . پيامبر ( ص ) به اصحاب خود فرمود : فرشتگان بر خود نشان زده‌اند ، شما هم نشان بزنيد . و مسلمانان بر كلاهخود و شبكلاههاى خويش نشانه‌هايى از پشم و پر زدند . فرشتگان روز بدر بر اسبان ابلق سوار بودند . همو گويد چون مشركان آرام گرفتند ، عمير بن وهب جمحى را كه كارش فالگيرى با تير بود پيش فرستادند و گفتند تخمين بزن كه محمد ( ص ) و ياران او چند تن‌اند . او در صحرا گردشى كرد و بالا و پايين صحرا را نظر افكند و بازگرديد و گفت : نه نيروى امدادى دارند و نه كسى در كمين ، سيصد تن‌اند يا اندكى بيشتر ، و هفتاد شتر و دو اسب دارند ، و بارى ، اى گروه قريش ، بدانيد كه بلايا مرگها را همراه مىآورند و شتران آبكش يثرب مرگ سختى را بر پشت دارند ، آنان گروهى هستند كه هيچ پناهگاه و پشتيبانى جز شمشيرهاى خود ندارند ، مگر نمىبينيد كه آرام و خاموش ايستاده‌اند و سخنى نمىگويند و افعىوار زبان بر لب مىسرانند ؟ به خدا سوگند گمان ندارم بتوانيد حتى يك تن از آنان را بكشيد بى آنكه يكى از ما را بكشد ، و اگر آنان به شمار خودشان از شما بكشند پس از آن در زندگى چه خير و بهره‌يى خواهد بود ؟ ديگر خود دانيد . حكيم بن حزام هم به ميان مردم افتاد و به سخن در آمد و پيش عتبة و شيبة آمد ، و آن دو هم مىخواستند قوم خود را محفوظ بدارند و ميان قوم محترم بودند ، پس آنان هم به مردم اشاره كردند كه باز گردند . عتبة گفت : امروز پند و اندرز و خيرخواهى ما را بپذيريد و انديشه و رأى مرا ابلهانه ندانيد . ولى ابو جهل چون سخن او بشنيد بر او حسد برد و به رأى او اعتراض كرد و مردم را برانگيخت و به عامر بن حضرمى دستور داد كه بر برادر خود عمرو بن حضرمى كه در نخله كشته شده بود نوحه بسرايد . و او بر خود خاك افشاند و مويه بر عمرو آغاز كرد و بدين گونه عتبه را كه هم پيمان قريشى عمرو بن حضرمى بود خوار و زبون ساخت . عمير بن وهب جمحى قدم پيش گذاشت و بر مسلمانان حمله آورده تير انداخت .